|
|
 |
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جمعه ۱۶ شهريور ۱۳۸۶ مجازات اعدام مظهر توحش است
۱۳۸۶.۰۶.۱۶
كيهان لندن
شاهین فاطمی
امیدوار بودم پیرو مطلب هفته پیش و همزمان با تغییر و تحولات جدید در سازمانهای اقتصادی کشور، مقاله این هفته را به ادامه بحث در مورد مسائل اقتصادی کشور اختصاص دهم. متأسفانه با دیدن خبر اعدام 21 نفر دیگر در خراسان و فارس، احساس گناه بیسابقهای بر من مسلط شد. چگونه میتوان در حالی که هموطنان اسیر و تیرهبخت ما دسته دسته همانند گوسفندهای عید قربان توسط حکومت آخوندی به قتل میرسند ساکت نشست و در برابر اینهمه ظلم و اجحاف عکسالعمل نشان نداد. سال پیش 177 نفر را در ایران اعدام کردند و امسال هنوز به میانه سال نرسیده بیش از 155 نفر به اعتراف خود جلادان به قتل رسیدهاند. یک نگاه اجمالی به عناوین خبرهای دو هفته گذشته، نشاندهنده اوجگیری این موج خشونت است. هرچه اوضاع رژیم وخیمتر میشود، هرچه دامنه فقر و بیکاری گستردهتر میشود، هرچه نرخ تورم بالاتر میرود و بر خشم و نفرت مردم علیه رژیم افزوده میشود، آنها بیشتر آدم میکشند. بیشتر در ملاء عام مردم را شلاق میزنند، مزاحم زنان و جوانان میشوند و بر میزان خشونت میافزایند. رفتار آنها بیشتر به رفتار یک ارتش اشغالگر و یا حتی یک جانی دیوانه شباهت دارد تا یک حکومت باتدبیر.
این حضرات اگر به هیچ اصل اخلاقی دیگری پایبند نیستند لااقل آیا حساب آینده خود را کردهاند؟ آیا هرگز به عاقبت این همه خشونت، قتل، شکنجه و مجازاتهای قرون وسطایی و تأثیر آن روی روانشناسی جامعه اندیشیدهاند؟ آیا آنها نمیفهمند که حکومت ظلم و حکمفرمائی ظالم جاودان نیست و دیر یا زود دوران یکهتازی آنها به پایان خواهد رسید؟ آیا دقیقهای را صرف تصور آن روزها و ساعتهای پس از سقوط کردهاند؟ آیا نمیدانند که فرهنگ خشونت یک خیابان دو طرفه است و سرانجام دامن خودشان را خواهد گرفت؟
هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت
چندان مشکل نیست که اندکی عقربه زمانه را به پیش برده به فکر روزی باشیم که این نظام به نحوی از انحاء به آخر خط برسد و ساقط شود. در آن روز تصور بفرمائید اینهمه خانوادههای داغدیده، شکنجه شده، محرومیت کشیده، تحقیرشده، با مسببان تیرهروزیهای خود چه خواهند کرد؟ به آنهایی که به جای تأمین آسایش و رفاه مردم، به جای ایجاد اشتغال و بهبود زندگی عمومی پاسخ هر مشکل و هر مسألهای را با اعدام و شکنجه و زندان میدهند باید گفت: وای اگر از پس امروز بود فردائی...
همین چند روز پیش سازمان عفو بینالمللی از رژیم تهران خواست که حکم اعدام کودکان ایرانی را لغو کند. این سازمان در گزارش خود یادآور شد که ایران «آخرین کشور اعدام کننده کودکان است» طبق این گزارش حداقل 71 کودک در زندانهای ایران در انتظار اجرای حکم اعدام رنج میکشند. مجازات اعدام وحشیانه است و اعدام کودکان توحش مضاعف. اعدام در تناقض آشکار با شأن انسانیت است و نوعی تجاوز به حقوق بشر. محروم کردن انسانها از حق زیست با اعلامیه جهانی حقوق بشر در تناقض است.
مجازات اعدام باید لغو شود
بیش از دوسوم کشورهای جهان مجازات اعدام را برای همیشه لغو کردهاند. یعنی از مجموع 197 کشور و واحد سیاسی شناخته شده در دنیای امروز 130 کشور این روش وحشیانه مجازات را دون شئون انسانی دانسته و متعهد شدهاند که هرگز به آن برنگردند. در میان کشورهای باقیمانده یعنی امثال چین، ایران اسلامی، عربستان سعودی، مصر، پاکستان، اردن، عراق، افغانستان، سومالی، ازبکستان، تایوان و آمریکا اکثراً مسلمان هستند و همانند جمهوری اسلامی پارهای از آنها اِعمال و اجرای این توحش را از احکام واجب دینی میدانند.
سال پیش، طبق آمار سازمان عفو بینالملل 1591 انسان در سراسر جهان اعدام شدند ولی 91 درصد این اعدامها در شش کشور به ترتیب زیر: چین، ایران، پاکستان، عراق، سودان و آمریکا انجام پذیرفت. در حالی که چین در صدر لیست قرار دارد و تعداد اعدامشدگان در آن کشور از همه کشورهای دیگر بالاتر است اما اگر به نسبت جمعیت محاسبه شود ایران رتبه اول را دارا خواهد بود. از میان کشورهای مسلمان، ترکیه یگانه کشوری است که با تغییر قانون اساسی خود مجازات اعدام را برای همیشه لغو کرده است. این ضرورت، زمانی پیش آمد که ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا وارد مذاکره شد. عضویت در اتحادیه اروپا با حفظ مجازات اعدام در قوانین کشورهای داوطلب، امکانپذیر نیست.
باید پرسید چرا و چگونه این مجازات قرون وسطائی هنوز حتی در پارهای از کشورهای دمکراتیک غربی وجود دارد. مدافعان مجازات اعدام از نقطه نظر فلسفه حقوقی دو موضع دارند که هر دوی آنها بر پایه «مجازات تأدیبی» یا (Corrective Justice) استوار است. این دو موضع یا فرضیه عبارتند از اول، فرضیه «سودمندگرا» یا (Utilitarian) و دوم فرضیه «کیفری یا سزائی» (Retributive). از نقطه نظر فرضیه «سودگرائی» و مبلغان آن مجازات اعدام به دو دلیل قابل توجیه است، یکی اینکه دیگران از ترس مجازات مبادرت به جنایت مشابه نخواهند کرد. از نقطه نظر مخالفان مجازات اعدام این استدلال قابل قبول نیست چون مجازات اعدام الزاماً برای دیگران بازدارنده نیست و احتمالاً حبس ابد بیشتر میتواند مؤثر باشد. یکی دیگر از دلائل مخالفان با این شیوه استدلال مسأله اشتباه در قضاوت است که اگر حکم اعدام اجرا شود چه بسا بیگناهی کشته خواهد شد و دیگر امکان تجدیدنظر در میان نخواهد بود. هواداران فرضیه دوم یعنی فرضیه کیفری مبنای استدلالشان بر میگردد به معیار قدیمی (Lex talionis) یا همان قانون قصاص که ریشههای آن را باید در قوانین همورابی در بابل قدیم یعنی قریب چهار هزار سال پیش جستجو کرد. به روایت این اصل، اگر بنّائی برای شما خانهای ساخت که در آن عیبی وجود داشت و خانه بر سر صاحبش فرو ریخت و براثر آن شما کشته شدید بنّا را باید کشت و اگر پسر شما کشته شد، پسر بنّا را باید کشت! البته این قانون هواداران و نقادان بسیاری دارد. در میان هواداران متأسفانه باید از فیلسوفان سرشناسی همانند امانوئل کانت و جان لاک نام برد و از منتقدان برجسته مهاتما گاندی است که گفته است: «چشم در برابر چشم همه دنیا را کور میکند.»
باید متذکر شد که در ادیان مختلف برخورد با این مسأله متفاوت است. با آنکه در مذهب یهود قصاص از اصول اولیه است: «جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان» در کشور اسرائیل مجازات اعدام وجود ندارد و در تاریخ آن کشور تنها یک استثنا به چشم میخورد و آنهم مربوط است به اعدام آدولف آیشمن افسر نازی و اس.اس که در سال 1962 پس از محاکمه به دار آویخته شد. در سال 1954 که قانون منع مجازات اعدام در اسرائیل به تصویب رسید یگانه استنثا مربوط به جنایتکاران نازی بود.
چه باید کرد؟
در مورد اعمال خشونت و مجازات اعدام ما با دو مسأله گوناگون روبرو هستیم. در درجه اول باید از هم اکنون در فکر روز پیروزی ملت ایران و آزادی از قید نظام جمهوری اسلامی باشیم. باید از هم اکنون چارهای اندیشید که بتوان از هر گونه انتقامجوئی و کشت و کشتار در آن روز جشن و سرور پیشگیری کرد. نباید اجازه داد توحش و انتقامجوئی کماکان به دست گروه دیگری و با بهانههای متفاوتی ادامه یابد. همچنان که در افریقای جنوبی به ثبوت رسید چنین امری کاملاً امکانپذیر است. اگر تغییر و تحول در ایران بدون خونریزی و توحش انجام پذیرد مرحله دوم یعنی حذف مجازات اعدام در ایران آینده به مراتب سادهتر خواهد بود. برعهده همه مبارزان و متفکران ایرانی است که راههای عملی اجرای این سیاست را یافته و با شهامت اخلاقی آن را به هم میهنان خود عرضه کنند.
پاریس ـ 5 سپتامبر 2007
link to original article
|
|
|